شکست آغاز یادگیری است (قسمت دوم)

شکست آغاز یادگیری است (قسمت دوم)

اگر قسمت اول مقاله شکست آغاز یادگیری است را مطالعه نکردید (می توانید از اینجا شروع کنید.)

راجع به تاثیر تلقینات در باورهای انسان خواندید که کلمات و واژه های دوران کودکی ذهن انسان را دچار محدودیت می کند.

و هر زمان که می خواهیم فعالیت یا اقدامی را انجام دهیم،کلمات وجملاتی که به عنوان پیش فرض های ذهنی به حساب می آیند موجب می شوند دست به شکایت وگلایه زده و آه ناله کنیم وقدرت انجام کار را نداشته باشیم.

هنگام گفتگو با افراد خیلی ها آرزو دارند به دوران مدرسه بازگردند تا بتوانند با مسائل ومشکلات آن زمان دست وپنجه نرم کنند در حالیکه همه ما هرروز با موانع و مسائل زیادی روبرو می شویم و برای حل آنها شروع به بهانه آوردن و دنبال مقصر گشتن هستیم ومسئولیت کارهایمان را بر عهده دیگران می اندازیم.

مطالعه زندگی نام آوران

گواه این موضوع است که آنان در برخورد با مشکلات بر روی باورهای منفی در ذهن شان خط باطل می کشند و بی واسطه شروع به حل مشکلات می نمایند. واز زاویه ای متفاوت به مسائل نگاه می کنند.

چرا از کنار فرصت های زندگی بی تفاوت عبور می کنیم؟

بعضی از افراد به خاطر مشغله فراوان، بسیاری از کارهای ساده را انجام نمی دهند و کار را به فردا موکول می کنند.

این نشان می دهد بین انجام یک کار وغفلت از آن به اندازه تار مویی فاصله است. در حالیکه نتیجه بین دو کار انجام شده وکار انجام نشده تفاوت بسیار زیادی وجود دارد.

دیدن از زاویه متفاوت

یکی از تمریناتی که می توان انجام داد این است که در هرکجا که هستیم مسائل را از زاویه ای متفاوت نگاه کنیم. در حالی که در حال خواندن این متن هستید به اطرافتان بادقت کنید.

هر وسایلی که می تواند مشکلی از مشکلات شما را رفع نماید پیدا نمایید وبه این موضوع نگاه کنید که در زندگی نیز موانعی هستند که می توان با بررسی به حل آنها پرداخت.

چند وقت پیش، برای جابجایی وسایل محل کار ذهن من درگیر بود و داشتم فکر می کردم چگونه می توانم وسایل را جابجا کنم؟

بلافاصله از نگهبان دم درب خواستم بیرون برود و دو تا کارگر پیدا کند و مبلغ دستمزد را هم به ایشان گفتم.

چند دقیقه ای بیشتر طول نکشید که وسایل توسط این دونفر جابجا شدند. بسیاری از مشکلات ومسائل را که در اطراف مان وجود دارد را هم به سادگی می توان حل کرد.

کافی است برای حل آنها راههای گوناگون را امتحان کنیم.

بارها شاهد بوده ام که افراد با مشکل خاصی دست به گریبان هستند و آنقدر به آن خو کرده اند که به هیچ عنوان به فکر رهایی از آن نیستند. گویا تبدیل به نابینایی شده اند و نمی توانند جایی را ببینند.

مانعی به نام ترس از گفته های دیگران

از کودکی آموخته ایم به حرف ها واظهار نظر دیگران بیش از حد توجه نشان بدهیم. گویی بدون اظهار نظر دیگران قادر به انجام کاری نیستیم. چون محافظه کار تربیت شده ایم.

هر بار که به مشکلی برخورد نمودیم و یا اشتباهی انجام دادیم اولین نکته ای که به ذهن مان می رسید این است که الان مردم چی میگن و فکر کردن به همین مطلب ما را از انجام کارهای خلاقانه باز می دارد.

پیشنهاد ارزنده

  • به محض روبرو شدن با مانع ویا مشکلی بلافاصله در صدد حل مشکل برایید.
  • به راه حل های ممکن فکر کنید. باورها را در اثر تلقینات والدین واطرافیان در ذهن خود جای داده ایم.
  • در واقع باورها را ما انتخاب نکردیم فقط با باورها موافقت کردیم.

95 درصد از باورهای ذهنی ما دروغ هستند، دروغ هایی که ما آن را باور کرده ایم.

  • دست از باورهای منفی خود بردارید.
  • مقابله با باورها شجاعت می خواهد.
  • شکست را به عنوان موضوعی اجتناب ناپذیر بپذیرید و از نو شروع کنید.
  • علیه خودتان کلمات و واژه های زهرآلود بکارنبرید  با این کار اعتماد به نفس خود را کاهش می دهید.
  • نسبت به توقعات دیگران بی اعتنا باشید.
  • اگر فردی به شما توهین کرد به خودتان نگیرید و خودتان را به رنج وعذاب نیندازید.
  • فرد عصبانی با خودش درگیر است.
  • عصبانیت وتنفرش به خاطر ترس خود فرد است.
  • از طرد شدن ترس و واهمه نداشته باشید. در زندگی وروابط اجتماعی خودتان باشید و نقش بازی نکنید.
  • محافظه کاری را کنار بگذارید

 وقتی می خواهید نه بگویید نه بگویید و وقتی می خواهید بله بگویید بله بگویید شما حق دارید خودتان باشید.

  • از افکار نو و ابتکاری استقبال کنید.

 

برای مطالعه قسمت اول از سری مقاله های «شکست آغاز یادگیری است» روی لینک زیر کلیک کنید:

قسمت اول  :  شکست آغاز یادگیری

مشاور| سخنران | نویسنده | مدرس بهبود فردی و مهارت های ارتباطی | فعال در زمینه حقوق شهروندی

اینستاگرام مجموعه انسان 20
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *