نقش ترس در زندگی انسان

نقش ترس در زندگی انسان

سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان عزیز و همراهان سایت انسان ۲۰

امروز بنابه درخواست چند نفر از شما دوستان وهمراهان در مورد ترس و عواملی که این ترس را در ذهن انسان پدید می آورند صحبت می کنم.

ترس چیست؟

ترس یک احساس است که به واسطه تهدید شدن ومورد تهدید قرار گرفتن در انسان به وجود می آید. ترس ها را وقتی بررسی می کنیم یا مربوط به گذشته هستند یعنی چیزی در گذشته ما را مورد تهدید قرار داده است مثل زمانی که در کودکی یک لحظه دست پدر یا مادر را رها می کنیم و گم می شویم از آن به بعد همیشه نگران گم شدن وتنها ماندن هستیم. یا مربوط به آینده که برایمان ناشناخته ونامعلوم است ومارا نگران می کند.

ترس مانع حرکت

چیزی که مانع حرکت انسانها می شود ترس ووحشت است.

یکی از این بدترین ترس ها، همان نگرانی و ضطراب است. در واقع همان وحشت از ناشناخته هاست.

بگذارید برایتان مثالی بزنم. در زمان جنگ وحمله عراق به ایران. مردم به شدت از بمباران می ترسیدند. مخصوصا اغلب حمله هوایی و بمباران ها  شبها اتفاق می افتاد. بعد از چند سال کم کم جنگ به پایان رسید ولی یادم می آید که مردم از جمله خودم همچنان نگاهمان به آسمان بودچرا که به بمباران نشدن اطمینان نداشتیم.

تاثیرترس ها در زندگی ما

همیشه توی زندگی ما چیزهایی برای ترسیدن وجود دارند.

ترس هایی که می توانند جسم، روان و ذهن ما را درگیر خودشان کنند و حتی زندگی ما و تصمیم ها وانتخاب های ما را تحت تاثیر قرار بدهند و خیلی از موقعیت های خوب را از ما می گیرند.

ترس ها می توانند برای رسیدن به موفقیت در مقابل ما سدی بسازند تا نتوانیم مسیر موفقیت را طی کنیم.

همه انسان ها هنگام تولداز دو مساله می ترسند

به طور ذاتی، همه انسانها هنگام تولد از صدای بلند وناگهانی و ترس از افتادن می ترسند.

حتما نوزادان را دیده اید هنگامی که درهای اتاق با صدای بلند به هم می خورند یکدفعه تکان خورده ومی ترسند. رفته رفته این ترس ها به ترس های دیگری تبدیل می شوند.

ترس ها چگونه در ذهن نشات می گیرند

ترس ها از دوران کودکی در مغز هیجانی صورت می گیرد.

زمانی که مادری به فرزندش می گوید اگر شلوغ کنی دیگه دوستت ندارم ویا دیگه مادرت نیستم. ترس از کنار گذاشته شدن وتنها ماندن در کودک شکل می گیرد.

تجربه ای که در دوران کودکی در ذهن ایجاد می شود و این فرد در بزرگسالی هرزمان که وارد رابطه ای می شود از طریق کودک درون، دچار ترس شده وازآن افراد کناره گیری می کند.

ترس هایی که ریشه درگفتار رفتار والدین دارند

زمانی که پدر یا مادر مدام در مورد مردم بد می گویند مثل این جمله به هیچ کس اعتماد نکن.

این جمله وکلام در بزرگسالی موجب می شود به هیچ کس اعتماد نکنیم. وکودک درون مان می گوید مواظب باش مردم خطرناکند و به تو آسیب می زنند.

در بزرگسالی به همه به دیده شک وتردید نگاه می کنیم و یا به مردم سوءظن داریم.

یا كودكي كه اسير پدر و مادر تندخو و عصبانی است،همواره احساس وحشت ونگراني دارد و در باطن، از ترس والدین بيم و هراس دارد.

چنين كودكي هنگامی که بزرگ می شود و با والدین زندگی نمی کند اگر چه ظاهرا موضوع ترس وی منتفي شده است، ولي اثر آن از خاطرش محو نمي شود.

او خودش را حقير مي بيند و در خود احساس كمبود مي كند.

او در معاشرت هاي اجتماعي، حضور درمدرسه، سخن گفتن با معلم يا مردم و خلاصه در سازش با محيط و اظهار وجود دچار ترس و وحشت است.

اين قبيل از افراد همواره در يك كشاكش دروني به سر مي برند.

از طرفي طبق خواهش فطري، تمایل دارند در جامعه بدر مسیر موفقیت گام بردارند و با ارتباط با مردم، شخصيت خود را اثبات نمايند و از طرف ديگر به علت ضعف و ترسي كه در باطن دارند، به خود اجازه رشد و پیشرفت را نمي دهند.

جرأت نمي كنند كه با مردم ارتباط برقرار کنند، اعتماد به نفس ندارند و از مردم كناره گيري می كنند و بدين وسيله، ضعف دروني خودشان را پنهان نگاه می دارند.

ترس هایی که ناشی از برداشت های دوران کودکی است

بچه هاي كمتر از يك سال، هرگز از حيوانات نمي ترسند و همچنین ترس از تاريكي، هرگز در کودکانی كه وحشتناكي تاريكي به آنان تلقين نشده است،ديده نمي شود.

به طور مسلم اغلب ترس هايي كه ما به آنها عادت كرده ايم، اكتسابي است و اگر بزرگترها آنها را ايجاد نكنند،در بچه ها ترس ها ایجاد نمی شوند.

مثلا وقتی مادری از سوسک می ترسد وبا دیدن سوسک جیغ وداد راه می اندازد، این ترس،در ذهن فرزندش ریشه می کند و ذهن او شرطی می شود در بزرگسالی از تاریکی و حیوانات وحشت دارد وبا دیدن آنها جیغ وداد می کند و پا به فرار می گذارد.

ترس واسترس دوران جنینی

هنگامی که مادر در دوران حاملگی دچار ترس واسترس می شود. ترشح هورمون کورتیزول از غدد فوق کلیوی اگر بیش از حد باشد اضافه آن وارد مغز جنین می شود درنتیجه نوزاد هنگام تولد مضطرب به دنیا می آید.

ترس هایی که به افکار و باورهای ما وابسته است

ترس از پیر شدن، ترس از مرگ، ترس از آینده که برایمان نامعلوم است، ترس از عالم بعد از مرگ، ترس هایی هستند که ناشی از احساس ناخوشایند ماست. چون برایمان ناشناخته ومبهم هستند از آنها می ترسیم.

ترس از انتقاد دیگران

یکی از ترس هایی که در روابط اجتماعی ذهن ما را درگیر می کند ترس از انتقاد دیگران است

 در این حالت یا خشمگین می شویم وپرخاش می کنیم روشی که آن را روش ماری می نامیم.

یا درهنگام شنیدن انتقاد مانندحلزون درخود فرو می رویم و افسرده می شویم وفکر می کنیم کسی ما را دوست ندارد و ما دوست داشتنی نیستیم واعتماد به نفس خود را از دست می دهیم.

 

در حالیکه فردی که انتقاد می کند با انتقادش به ما می گوید با حرف ما، رفتار ما ویا عقیده ما مخالف است.

ترس ها دوگونه اند

ترس های عینی  و یا  ترس های ذهنی.

  • ترس های عینی: مثل زمانی که گرگی را در بیابان می بینیم چون از درنده بودن گرگ آگاه هستیم بنا براین از گرگ می ترسیم.
  • یکسری از ترس ها که یک فکر منطقی را به دنبال دارند و احساس نامطلوبی نیستند.
    • مثلا من درس نمی خوانم و می ترسم در امتحانات آخر ترم قبول نشوم.
    • اگر ترس نداشته باشم اصلا سراغ کتاب هایم نمی روم. پس این نوع از ترس ها موجب می شوند من کارم را دنبال کنم ودرس بخوانم.
  • ترس های ذهنی که زائیده افکار ما هستند
    • مانند ترس از سخنرانی، چون می ترسیم مخاطبان ما را مورد قضاوت وداوری قرار بدهند از حرف زدن در مقابل جمع واهمه داریم و می ترسیم.

واکنش ما در مقابل ترسها چیست؟

وقتی می ترسیم  مغز ما دو کار را فرمان می دهد یا می ایستیم و مبارزه می کنیم و یا فرار را بر قرار ترجیح می دهیم.

مانند زمانی که ماری را می بینیم چون می ترسیم به ما آسیب بزند یکی از دو واکنش را از خودمان نشان می دهیم. چون بقا و زنده ماندن ماندن ما در جنگ ویا فرار است . مانند کاری که نیاکان ما انجام می دادند تا زنده بمانند.

درون گرایی وترس

در درون تمام افراد درونگرا ترسي ناخودآگاه نسبت به قرار گرفتن در محيط‌ هاي اجتماعي وجود دارد.

اغلب اوقات در مراودات اجتماعی هنگامی که اطرافیان درخواست انجام کاری را دارند چون می ترسیم ارتباط ما با آنها قطع شود علیرغم میل باطنی آن کار را انجام می دهیم.

این ترس ناشی از خجالتی بودن است. خجالتی بودن یک نوع اختلال رفتاری است. فرد نگران است که مردم در باره او چه می گویند ویا اورا چگونه قضاوت می کنند.

ارائه چند راهکار در مورد غلبه برترس ها

اگر ازترس ها فرار کنیم آنها هرروز ترسناک تر می شوند. برای غلبه با ترس ها با آنها روبرو شوید تا کم کم از بین بروند به سراغ ترسها برویم واینگونه بر آنها غلبه کنیم.

 

  • در مورد ترس هایتان با افراد قابل اعتماد، مشاوران و روان شناسان صحبت کنید. مشکلاتتان را بگویید تا از قدرت آنها کم شود
  • زمانی که با ترس و استرس خود کنار می آیید به خودتان هدیه بدهید.
    • مثلا به یک پیاده روی خودتان را دعوت کنید
    • فیلم مورد علاقه تان را ببینید.
    • خود را به رستوران دعوت کنید، حتی یک هدیه کوچیک، خرید بستنی، شکلات می تواند برای شما لذت بخش باشد.
  • تصمیم بگیرید و اراده کنید و ترس هایی که ناشی از درودن گرایی است را دور بريزيد.
  • همه افراد براي خود يك حريم خصوصي دارند اما در مورد افرادي كه به شدت برونگرا هستند، اين حريم محدود شده و زياد به چشم نمي‌آيد.
  • افراد درونگرا براي خود حريم خصوصي گسترده‌تري قائل هستند. افراد درون گرا، تمایلی به حضور در جمع را ندارند.
  • افرادی که کم رو وخجالتی هستند از بودن در جمع وصحبت کردن در میان جمع می ترسند.
    • این افراد از آنجا که بر اثر تلقینات اطرافیان از اعتماد به نفس کمی برخوردار هستند و از قضاوت وداوری دیگران واهمه دارندو ترجیح می دهند در جمع صحبتی نکنند و معمولا لبهای آنان خاموش است.

 

بهترین راهکار غلبه بر ترس از انتقاددر زمان شنیدن انتقاد، انتقاد یا وارد است یا وارد نیست

اگر انتقاد فرد وارد است این نشان می دهد که او به ما توجه دارد. بنابراین با تبسم از او تشکر می کنیم و می گوییم منظور شما این است که من به روش دیگری عمل کنم؟ با گرفتن تائید از او به وی می گوییم در مورد پیشنهادش فکر می کنیم و نتیجه را به اطلاع او می رسانیم.

اگر انتقاد او وارد نیست باز با تبسم و تشکر کردن از او،به وی می گوییم که روش من با روش شما متفاوت است. این تفاوت ها موجب رشد و توسعه روابط اجتماعی می شود. از او می خواهیم که ما را در جریان دیدگاههای خود قرار بدهد.

مشاور| سخنران | نویسنده | مدرس بهبود فردی و مهارت های ارتباطی | فعال در زمینه حقوق شهروندی

اینستاگرام مجموعه انسان 20
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *