هوش عاطفی یا هوش هیجانی کمک موثری برای موفق شدن در روابط اجتماعی

هوش عاطفی یا هوش هیجانی کمک موثری برای موفق شدن در روابط اجتماعی

در درون هر انسانی، پدیده ای شگفت انگیز به نام مغز وجود دارد. مغزاز صدها میلیارد نورون تشکیل شده و هر نورون با ده هزار نورون دیگر در ارتباط است.

نورون ها از طریق پالس های الکتریکی با هم ارتباط برقرار می کنند. مثلا نورون های حرکتی، کنترل ماهیچه های بدن را بر عهده دارند.

مغز قادر است تمامی حالات فیزیکی بدن مثل حرف زدن، نشستن و ایستادن را کنترل کند.

در واقع مسئولیت تمام فعالیت های خودآگاه و ناخودآگاه زندگی ما به دست مغز 

می باشد.

درمغز انسان بخشی به نام کورتکس وجود دارد که پیچیدگی خاصی دارد.

لایه ای که سرتاسر مغز را پوشانده است و مسئولیت رفتارهای انسان را بر عهده دارد. لایه ای که ۲ الی ۴ میلی متر ضخامت دارد.

 

هوش عاطفی یا هوش هیجانی واقعیت درون ما

بخش های مختلف مغز عبارتند از:

مغز قدیم یا مغز غریزی

مغز قدیم یا مغز خزنده که شبیه مغز خزندگان است.

مغز قدیم یا همان مغز غریزی در هنگام خطر و حوادث کمک می کرد اجداد و نیاکان ما از شر موجودات درنده و اتفاقات ناگوار در امان بمانند.

مدیریت و هماهنگی همه فعالیت های حیاتی بدن مثل ضربان قلب و تنظیم تنفس برعهده مغز قدیم می باشدT در نتیجه کار مغز قدیم حفظ انرژی وبقای ما می باشد.

مغز احساسی یا مغز تصمیم گیرنده

وظیفه و مسئولیت این بخش از مغز، عواطف و احساسات می باشد.

هنگامی که می خواهیم تصمیمی بگیریم از مغز احساسی استفاده می کنیم.

کار این بخش از مغز لذت بردن و داشتن احساس راحتی و خوشی است و تلاش می کند از ناحیه امنی که برای خود می سازیم خارج نشویم .

هنگامی که قصد داریم  کار یا فعالیت جدیدی را شروع کنیم پیام هایی مانند ولش کن، انجامش نده، تو نمی توانی، تو موقعیت نداری را در گفتگوهای درونی مان داریم.

مغز احساسی تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا ما را در همان شرایط و وضعیتی که داریم نگه دارد تا از ناحیه امنی که برای خود ساخته ایم خارج نشویم.

مغز جدید یا آموزش پذیر

هنگامی که انسان با چالشی روبرو می شود، بلافاصله  مغزجدید به دنبال فایلی می گردد تا ببیند در حال حاضر باید چه عکس العملی از خودش نشان بدهد.

آیا برای این مساله فرد آموزش دیده است و مهارتی برای روبرو شدن با این مساله را دارد؟

اگر انسان آموزشی ندیده ویا مهارتی ندارد،بلافاصله مغز قدیم وارد کار می شود و عکس العمل نشان می دهد.

 

کارول دوک از برجسته‌ترین محققان جهان در زمینه‌های شخصیت، روان‌شناسی اجتماعی و روان‌شناسی رشد می گوید: شناخت درست و علمی مغز زندگی من را متحول کرد. همه ما با کمک فکر و اندیشه برای خود دیدگاهی انتخاب می کنیم که این دیدگاه به شدت روی سبک زندگی ما اثر دارد.

انسان دارای دونوع شعور است

  • شهور عقلانی
  • شعور احساسی

نحوه عملکرد ما در زندگی توسط هر دو شعور عقلانی و احساسی تعیین می شود.

بنابراین هم هوش علمی و هوش عاطفی و احساسی هر دو دارای اهمیت هستند و به نوعی هوش عاطفی، هوش علمی را کامل می کند.

بنا براین اکتفا کردن به هوش علمی و دریافت نمرات بالا، دلیلی برای مواجه شدن با ناملایمات و دشواری های زندگی نیست.

افراد زیادی را می شناسم که در تحصیلات دانشگاهی جز افراد برتر دانشگاه بودند ولی در حل ساده ترین چالش های زندگی شان در مانده و محتاج کمک دیگران هستند.

متاسفانه فرهنگ غالب مدارس ما، هنوز هم بر رشد علمی و هوش و استعداد تکیه دارد و از شعور احساسی که همان هوشیاری عواطف و ا حساسات است غافل هستند.

پرداختن به دروس ریاضیات و علوم و زبان و ادبیات و اهمیت دادن به این دروس و تشویق دانش آموزان به مهارت آموزی و کسب نمرات بالا در الویت قرار دارد و به خصوصیات شخصیتی که در سرنوشت افراد بسیار تاثیر گذار است توجهی نمی شود.

روان شناسی جدید معتقد است کسانی که در زمینه عواطف و احساسات قادر هستند رفتار خود را کنترل نمایند و احساسات دیگران را هم به خوبی درک می کنند،در دیگر زمینه های زندگی و روابط خانوادگی و ارتباطات شغلی و اجتماعی موفق تر عمل می کنند و رضایت بیشتری از زندگی خود دارند.

اگر نتوانیم به عواطف و احساسات خودمان نظم ببخشیم و هیجانات خود را کنترل نماییم، همیشه جدالی درونی در وجودمان در جریان است به خاطر همین مساله تمرکز خود را روی موضوعات زندگی از دست می دهیم و اشتیاق و انرژی لازم را نداریم 

هوارد گاردنر استاد دانشگاه هاروارد معتقد بود اکنون زمان آن فرا رسیده است که به استعداد های مختلف ذهنی وسعت ببخشیم و بچه ها را یاری کنیم تا طوری زندگی کنند که رضایت خاطر را برایشان به ارمغان بیاورد.

تست های بهره هوشی موجب شد فقط میزان تیز هوشی افراد مورد سنجش قرار بگیرد. این در حالی است که انسان قابلیت های بسیاری را می تواند از خوش نشان بدهد.

 تعریف هوش عاطفی

هوش عاطفی توانایی انسان برای کنترل هیجانات و احساسات و درک خصوصیات افراد دیگر می باشد.

هوش عاطفی نقش بسیار مهمی در شکل گیری روابط انسانی دارد و فردی که هوش عاطفی دارد اجازه نمی دهد احساسات و هیجانات بر وی غلبه کند.

انسان از طریق ژنتیک، خصوصیات و ویژگی های والدینش را کسب می کند.

تمام مهارت های عاطفی که در کودکی یاد می گیریم در بزرگسالی شخصیت ما را شکل می دهند و در سراسر زندگی مان تاثیر می گذارند.

هوش عاطفی یا هوش هیجانی واقعیت درون ما

دوران نوجوانی،دوران بلوغ و هیجان و احساس است.

در این دوران نوجوان به دلیل عدم مهارت، افکار و احساسات خودش را نمی تواند کنترل کند. به همین دلیل است که در سنین نوجوانی، خشم وعصبانیت و آسیب های متعدد اجتماعی را مشاهده می کنیم.

یکدندگی، لجبازی، دمدمی مزاج بودن، پرحرفی های زیاد، پرخاشگری، قلدری، جنگ ودعوا راه انداختن، نا آرام بودن، از آثار افرادی است که از هوش عاطفی برخوردار نیستند.

این افراد هر رفتار و عملی را برای خود تهدید و دشمنی تصور می کنند.

مثلا وقتی فرد با کسی اختلاف پیدا می کند فورا او را دشمن خود قلمداد کرده و سعی نمی کند اطلاعات بیشتری به دست بیاورد و از راه درست و مسالمت جویانه مشکل را حل نماید و بلافاصله با دیگران دست به یقه شده و فکر می کند اگر جنگ و دعوا راه نیندازد دیگران او را ترسو خطاب خواهند کرد.

چنین افرادی بسیار آسیب پذیرند زیرا تحمل ناراحتی را ندارند و زود از کوره در می روند و واکنش منفی از خود نشان می دهند.

هنگام ناراحتی افکارشان به هم می ریزد وقادر نیستند روی مساله تمرکز کنند و هیجانی تصمیمات اشتباه می گیرند و قدرت سازگاری با دوستان وهمسالان خود را ندارند.

همه این رفتار ها به خاطر عدم کنترل خویشتن می باشد. فرار از مدرسه، مصرف دخانیات و بزهکاری نتیجه چنین آسیب هایی است.

برای آنکه در مورد هوش عاطفی بیشتر بدانیم برایتان مثالی می آورم که نماینگر داشتن کنترل عواطف و احساسات است و اینکه در مشکلات و وقوع حوادث ناگوار چه نوع واکنشی از ما سر می زند.

فرض کنید هواپیما در چاله هوایی افتاده است و خلبان به این موضوع اشاره می کند . متوجه می شوید هواپیما مانند توپی بالا و پایین می رود در این لحظه واکنش شما چیست؟

واکنش های ما در قبال این مساله که به طور طبیعی از ما سر می زند نشانگر طرز برخورد ما در هنگام بروز خطرات می باشد.

واکنش های هیجانی که در موقع احساس خطر از خود نشان می دهیم یا حفظ خونسردی  وآگاهانه عمل کردن و خود را مشغول کاری نشان دادن است و یا جزئیات ماجرا را دنبال می کنیم و ممکن است فکر کردن به این موضوع، ترس واضطراب باعث شود از خود واکنش های غیر ارادی نشان دهیم.

یک داستان واقعی

هیجانات سریع و بدون آگاهی

ساعت ده صبح بود که یکی از معلمان متوجه می شود تعدادی از دانش آموزان با هم تبانی کرده و در برگه شان دست برده اند. بدون تحقیق و بررسی بیشتر مبنی بر درست بودن این گفته، فقط بنا به ادعای یکی از دانش آموزان، چند نفر را صدا می زند تا اشتباهی را که مرتکب شده اند به آنها گوشزد کند.

به محض اینکه شروع به خواندن اسامی می کند یکی از دانش آموزان به نام رویا خود را سریعتر از بقیه به پای میز معلم می رساند.

معلم هم منتظر نمی ماند تا چند نفر دانش آموز ظاهرا خطاکار با هم حاضر شوند تا درستی مطلبی که بیان شده را از زبان خود دانش آموزان بشنود.

بلافاصله به رویا می گوید شما از اعتماد من سوء استفاده کردید هنوز جمله معلم تمام نشده که رویا کنترل خود را از دست می دهد و شروع به دادو فریاد می کند که من چنین اشتباهی را مرتکب نشدم.

جر و بحث و عصبانیت معلم و شاگرد موجب می شود نظم کلاس به هم بریزد.

عدم مهارت گوش دادن و عدم کنترل هیجان و احساسات موجب ایجاد خشم و عصبانیت شده و طرفین این داستان، همدیگر را مقصر قلمداد می کردند و هرکدام سعی داشتند که حقانیت خود را به اثبات برسانند.

در حالیکه با گوش کردن به صحبت های دانش آموزانی که ظاهرا خطاکار بودند می شد این مساله را به آسانی حل وفصل کرد.

پس از بررسی و صحبت با چند نفر از دانش آموزان مشخص شد که دانش آموزنی که ادعا کرده بود این چند نفر به برگه شان دست برده اند خودش خطا کار اصلی است و رویا در زنگ تفریح یعنی لحظه ای که این اتفاق افتاده بود در حیاط مدرسه بوده است.

 

آموزش و یادگیری غلبه بر هیجانات و احساسات مهمترین مهارتی است که نوجوانان و بزرگسالان باید بیاموزند. 

در هنگام بروز خشم یا خوشحالی چه اتفاقی در بدن رخ می دهد؟

هوش عاطفی یا هوش هیجانی واقعیت درون ما

در هنگام بروز خشم جریان خون به سمت دو دست می آید و در نتیجه دستان ما پر از انرژی می شود و با افزایش ضربان قلب هورمون آدرنالین ترشح شده و فرد با خشم به دیگری حمله می کند.

یا هنگام خوشحالی و شاد بودن بخشی از مغز که مرکز احساسات منفی است از کار می افتد و بدن پر از انرژی شده و شور واشتیاق، وجود آدمی را در بر می گیرد.

یا زمانی که غمگین هستیم مثل غم از دست دادن عزیزان مان دچار ناراحتی، افسردگی می شویم بدن ما دیگر شور واشتیاق لازم را ندارد.

چرا چنین اتفاقاتی در بدن انسان روی می دهد؟

انسان دارای دو شعور می باشد. شعوری که مبتنی بر عقل است و شعوری که به احساسات و عواطف تکیه دارد. این دوشعور متفاوت عمل می کنند اما بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند.

هنگامی که مساله ای را درک می کنیم شعور عقلانی و منطقی فعالیت می کند در واقع سیستم آگاهی دهنده قدرتمندی است که گاهی غیر منطقی عمل می کند.

وجود شعور عاطفی برای این است که هر زمان زندگی ما به خطر افتاد بدون مکث از طریق احساسات واکنش نشان می دهیم.

در مغز بخشی به نام آمیگدال وجود دارد که متخصص امور احساسی وهیجانی است. اگر آمیگدال را از مغز بردارند نمی توانیم احساسات را تشخیص دهیم.

آمیگدال صندوقچه خاطرات هیجانی واحساسی است. در حیواناتی که آمیگدال آنها برداشته شود دیگر خشم و ترس ندارند.

چرا درگیر احساسات می شویم؟

فرض کنید با دوستتان قرار می گذارید که با هم به کتابخانه بروید و او سر قرار حاضر نمی شود شما به خاطر بدقولی او از دستش عصبانی می شوید.

خشم وخشونت، عصبانیت، طغیان احساسات است در چنین حالتی دست به کارهایی می زنیم که جز پشیمانی چیز دیگری دستگیر مان نمی شود. چرا که انبوهی از رشته های عصبی، موقع اضطرارهای عاطفی به کار افتاده وعمل می کنند.

در گذشته فقط به هوش عقلانی توجه می شد فقط ضریب هوشی و مهارت های علمی فرد مورد توجه قرار می گرفت و ضریب هوشی نماینگر موفقیت افراد بود. تا اینکه در قرن بیستم، روانشناسی به نام ادوارد ثوراندیک مفهومی به نام هوش اجتماعی را مطرح کرد.

هوش اجتماعی یعنی توانایی درک ومدیریت رفتار در روابط انسانی.

امروزه برخی عقیده دارند هوش عاطفی مهمتر از هوش علمی می باشد.

چرا که عوامل عاطفی و اجتماعی دارای اهمیت زیادی هستند.

با داشتن هوش عاطفی شخص قادر است عواطف و احساسات خود ودیگران را کنترل کند به عبارت دیگر توانایی درک عواطف و نیازهای روحی خود ودیگران یعنی توانایی مدیریت استرس واضطراب و بحران های روحی که پیش می آید را دارا می باشد.

 

مشکل مهارعواطف و احساسات و راه حل آن

هوش عاطفی یا هوش هیجانی واقعیت درون ما

مهار کردن عواطف و احساسات در رفتار مشکل است و نیاز به مهارت های خاصی دارد زیرا اغلب انسان ها موقع خشم و عصبانیت چون توانایی درک مسائل را ندارند و مساله را تجزیه وتحلیل نمی کنند تا اطلاعات درست را به دست بیاورند فورا دست به قضاوت زده و واکنش نشان می دهند.

به تجربه چنین واکنش و عملکرد هایی را از افراد در اطراف خود می بینیم.

مهارت خوب گوش کردن جز مهارت های اساسی در زندگی می باشد که اغلب آن را جدی نمی گیریم.

سواد عاطفی که باید از دوران کودکی به فرد اموخته شود.

اگر احساسات فرد جریحه دار شد یا مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفت چگونه این مساله را حل کند؟ اینها موضوعاتی هستند که در زندگی دانستن و کسب مهارتهای ان به کسب هوش عاطفی و احساسی فرد کمک می کند.

داشتن سواد عاطفی کمک می کند فرد علاوه بر شناخت احساسات خود، احساسات دیگران را نیز درک کند.

انواع احساسات مثل غم وشادی، نگرانی، استرس، اضطراب و….. را بشناسد و احساس های نامبرده را تمرین نماید.

متاسفانه در مدارس مهارت های اجتماعی توسط معلمانی تدریس می شود که اغلب تخصص لازم و مهارت و توانایی ندارند.

در نتیجه بازدهی آموزش ها در رفتار دانش آموزان مشاهده نمی شود و آنان قادر نیستند کوچکترین مسائل خود را حل کنند.

هنگامی که به مساله ای بر می خورند اغلب با همسالان خود در میان می گذارند و نتیجه چنین فکری در اغلب موارد به پشیمانی منجر می شود چون تحت تاثیر دیگران قرار می گیرند وفریب می خورند

ویژگی های افرادی که دارای هوش عاطفی هستند

  • افرادی که دارای هوش عاطفی هستند با کسب یک سری از مهارت ها می توانند در حل مسائل فردی واجتماعی به موفقیت های چشم گیری دست پیدا کنند.
  • با کمک هوش عاطفی یا هوش هیجانی قادر خواهید بود که به طور هدفمند و با انگیزه زندگی کنید.
  • احساسات خود و دیگران را درک کرده و نسبت به محیط اجتماع خود آگاه باشید وبتوانید چالش های زندگی و شغلی خود را حل کرده و در موقع لزوم تصمیم بگیرید.
  • افراد دارای هوش عاطفی همچنان که در روابط اجتماعی قوی هستند، ترس ونگرانی در انجام امور ندارند، مسئولیت پذیرند و سرزنده وشاد هستند.
  • در روابط خود با دیگران همدل و دلسوز هستند، اعتماد به نفس بالایی دارند،در ابراز خشم خود تامل می کنند وکاری نمی کنند که بعدا پشیمان شوند.
  • احساسات خود را به طور مستقیم بیان می کنند
  • در مورد خودشان تفکر مثبت دارند، خودشان را دوست دارند وبه خود و دیگران احترام می گذارند
  • از روحیات خود آگاه هستند وا ز سلامت روان برخوردار می باشند.
  • هنگامی که با چالشی مواجه می شوند خود را نمی بازند و ذهنشان را درگیر افکار منفی نمی کنند و توانایی حل مسائل ومشکلات خود را دارند.
  • خوش بینی مثیت دارند( خوش بینی مثبت با خوش بینی ساده لوحانه تفاوت دارد)  و علیرغم مشکلات و سختی های موجود در سر راه زندگی هوشیاری عاطفی خود را از دست نمی دهند و دچار یاس و ناامیدی و افسردگی نمی شوند.
  • از شکست ها به عنوان تجربه ای درس می گیرند و خود را نمی بازند، سرزنش نمی کنند.

 

همین الان دست به کار شوید  قلم وکاغذی بردارید و با مشکلی که روبرو هستید آن را بنویسید و برای آن چندین راه حل که به ذهن تان می رسد را روی کاغذ بیاورید،بهترین راه حل را انتخاب کنید.

مشاور| سخنران | نویسنده | مدرس بهبود فردی و مهارت های ارتباطی | فعال در زمینه حقوق شهروندی

اینستاگرام مجموعه انسان 20
مقاله های مرتبط :