چگونه با افکار واحساسات ناخوشایند خود راحت تر کنار بیاییم؟

چگونه با افکار واحساسات ناخوشایند خود راحت تر کنار بیاییم؟

هرانسانی در طول دوران زندگی خود به دنبال پیدا کردن خوشبختی است و برای رسیدن به آن مدام درحال تلاش و تکاپو است.

احساس شادمانی و خوشحالی و لذت بردن از زندگی، احساسی است که آن را دنبال می کنیم اما این احساس مانند دیگر احساسات ماندنی و پایدار نیستند و دوام چندانی ندارند.

زندگی انسانها آکنده از احساسات خوشایند و ناخوشایند است وهمه ما در طول زندگی خود آنها را تجربه می کنیم.

مثلا هنگامی که در یک رابطه صمیمی و طولانی هستیم احساساتی مانند عشق ، دوست داشتن و لذت را تجربه می کنیم و زمانی که در همین رابطه صمیمی، دچار تعارض می شویم دیر یا زود غم وناراحتی سراغ مان می آید.

ذهن ما در هر لحظه با دیدن رفتار و گفتار دیگران، چالش های زندگی سناریویی را می سازد این در حالی است که اگر آگاهی لازم جهت مدیریت احساسات و افکار منفی را نداشته باشیم دچار استرس و اضطراب شده و وقت وانرژی خود را صرف انجام کارهای بیهوده می کنیم تا از شر افکار ناخوشایند خود رها شویم.

برای رهایی از افکار منفی و ناخوشایند روشهای متعددی را در پیش می گیریم تا خود را از غم و ناراحتی دور کنیم در این مقاله ضمن بررسی راهکارهای غلبه بر افکار و احساسات ناخوشایند، یاد می گیرید چگونه انرژی خود را صرف مسائل مهم تر کنید و از جنگیدن با افکار منفی یا فرار از آنها دست بردارید و احساس رضایت از زندگی را برای خود رقم بزنید.

احساسات منفی مانند خشم، ترس، اضطراب، نا امنی، غم واندوه وجود دارند و انسان تلاش می کند خود را از احساسات منفی رها سازد.

برای رشد شخصی خود کتاب ” داخل یک اتوبوس شلوغ” را مطالعه کنید تا مطالب بیشتری را در مورد محدویت های ذهن انسان وقدرت فکر بدانید تا در روابط شخصی و ارتباطات اجتماعی و شغلی خود موفق تر عمل کنید.

همه ما زمان های زیادی را صرف برخورداری از احساسات خوب ومثبت می کنیم و تلاش خود را به کار می بریم تا اضطراب و استرس وآشفتگی را از خود دور سازیم.

آیا می توان بر افکار و احساسات ناخوشایند غلبه کرد؟

انسان با کمک ذهن قادر به برنامه ریزی ، اختراع کردن، آموختن ویادگیری، به اشتراک گذاشتن دانش و آگاهی خود است و با کمک تکنولوژی و نوآوری شکل زندگی خود را تغییر داده ودر صدد است که سعادت و خوشبختی را برای خودش رقم بزند و در کمال خوشبختی و شادمانی زندگی کند.

در دوران کودکی و نوجوانی این جملات را زیاد شنیده ایم گریه نکن، افسرده نباش، به نیمه پر لیوان نگاه کن، اخما تو باز کن، نترس، نگران نباش. بزرگترها با بیان این پیام ها می خواهند که ما احساسات خود کنترل کنیم و تصور شان این است که خودشان هم بر احساسات منفی کنترل دارند.

اما بارها شاهد هستیم که هنگام خشم وعصبانیت کنترل شان را از دست می دهند و چیزی را که آموزش می دهند، خودشان اغلب قادر به کنترل آن نیستند.

ایده کنترل احساسات در مدرسه به اوج خودش می رسد اگر کسی گریه کند به بچه ننه و ننر بودن متهم شده وبچه ها وی را دست می اندازند.

خیلی از اوقات وقتی از موضوعی ناراحت می شدیم پیام دوستان واطرافیان مان چه بود؟

  •  ناراحت نباش
  • آرامش ات را حفظ کن
  • ترسو نباش و مثل ترسوها رفتار نکن

این جملات گویای این مطلب است که کلید برق احساسات منفی ات را خاموش کن و خودت را شاد و خوشحال نشان بده.

آیا به راحتی وبدون ترس افکار و احساسات ناخوشایند خود را بیان می کنید؟

در اثر آموزش و یادگیری، اغلب اوقات افکار واحساسات ناخوشایند خود را مخفی کردیم و یاد گرفتیم آنها را پنهان نماییم و نقابی بر چهره زده و کلی تلاش می کنیم تا خود را راضی و خوشحال نشان دهیم.

در یکی از جلسات مشاوره با آقایی که کارمند یک شرکت بود گفتگو می کردم می گفت هیچکس باور نمی کند من الان اینجا هستم چون همه فکر می کنند من آدم قوی و با اعتماد به نفسی هستم و زندگی شاد وخوشحالی دارم و کسی از درون من خبر ندارد.  

دلیل این نوع رفتارها به دوران کودکی و نوجوانی مان باز می گردد با رفتار و گفتار اطرافیان یاد گرفتیم افکار و احساسات خود را پنهان کنیم و
نشان دهیم خیلی شاد و خوشحال هستیم و زندگی خوبی داریم و احساسات واقعی خود را به دلیل ترس از قضاوت شدن، تائید نشدن نشان نمی دهیم و با خودمان صادق نیستیم.

خصوصا مردان که در مخفی کردن احساسات خود بسیار قوی عمل می کنند و این هم باوری است که از دوران کودکی در آنها نهادینه شده است “مرد که گریه نمی کند.

اما زنان در این مورد متفاوت عمل می کنند احساسات خود را با دیگران درمیان می گذارند و در موردش حرف می زنند ولی تمایل ندارند که بگویند احساس افسردگی و یا اضطراب دارند چون جامعه به آنان به چشم ناتوان نگاه می کند.

چگونه با افکار واحساسات ناخوشایند خود راحت تر کنار بیاییم؟

بدون شک افکار و احساسات منفی مشکلات زیادی را به ارمغان می آورند و ما تمام تلاش خود را به کار می بریم که بر افکار و احساسات منفی خود کنترل داشته باشیم. مثلا برای بهبود زندگی خود به باشگاه ورزشی می رویم و ثبت نام می کنیم، یا در امور خیریه شرکت می کنیم و اوقاتی را با دوستان می گذرانیم، کتاب می خوانیم و… اگر این کارها را برای فرار از احساسات و افکار منفی انجام دهیم راه حل مناسبی نیست چون در حال فرار از مساله ای هستیم که از آن رنج می بریم و از انجام این فعالیت ها احساس لذت نمی کنیم.

باید به دنبال راهکارهایی باشیم تا در طولانی مدت زندگی ما را بهبود ببخشند و فرار و اجتناب برای رهایی از غم و اندوه مشکل و مساله ما را حل نمی کند.

آیا با جنگ کردن و یا فرار کردن می توان بر افکار و احساسات نا خوشایند غلبه کرد؟

اغلب با حضور در موقعیت های اجتماعی دچار اضطراب می شویم به همین دلیل در مراسم و مناسبت ها شرکت نمی کنیم و تنهایی را به حضور در جمع ها ترجیح می دهیم. آیا ممکن است بدون دوست و داشتن روابط اجتماعی به زندگی ادامه داد؟

مغز انسان هنگامی که با مشکل و چالشی مواجه می شود با توجه به فایلی که در مغز وجود دارد انسان را وادار به اقدام می کند یا با دیدن مشکل از خود واکنش نشان داده عصبانی و خشمگین می شویم یا موقعیت را ترک کرده و پا به فرار می گذاریم

مثلا بعضی ها در هنگام عصبانیت به خوردن رو می آورند ظاهرا از یک احساس نا خوشایند مثل عصبانیت فرار کرده و با خوردن بیش از حد، دچار اضطراب پرخوری می شوند و چاقی و به خطر افتادن سلامتی نتیجه این واکنش می باشد.

 آیا می توان با منحرف کردن ذهن، احساسات ناخوشایند را کاهش داد؟

تصور کنید دانشجویی امتحان دارد و با تماشای تلویزیون تلاش می کند تا اضطراب ناشی از امتحان را کاهش دهد و مطالعه نمی کند با این کار اضطراب وی بیشتر و بیشتر می شود. نتیجه حاصل از این فرار کردن نرسیدن به کار اصلی و سودمند یعنی مطالعه کردن وآماده شدن برای امتحان است.

هنگامی که افراد به دلیل جدایی وطلاق یا از دست دادن شغل، ورشکستگی، بیماری یا مرگ عزیزی دچار احساس غم واندوه می شوند چگونه می توانند این دوران را پشت سر بگذارنند؟

اغلب از غم و اندوه فرار می کنیم و هر کاری را برای احساس نکردن آن انجام می دهیم. فرار از غم واندوه مثل نگه داشتن یک توپ زیر آب است شما تلاش می کنید توپ را زیر آب نگه دارید وقتی دست تان خسته شد توپ را رها می کنید و توپ روی آب می آید.

فردی را در نظر بگیرید که در حادثه رانندگی همسر و فرزندانش را از دست داده است، به طور طبیعی احساس غم و تنهایی، ترس، نا امیدی به سوی او هجوم می آورند وی برای فرار از درد غم و تنهایی دست به کارهایی می زند تا آن را فراموش کند. چنین راهکارهایی  به طور موقت جوابگو هستند مثلا به خوردن قرص های خواب آور روی می آورد هنگامی که اثر قرص از بین رفت افکار و احساسات ناخوشایند سراغ وی می آیند و دوباره فرد شروع به غصه خوردن می کند.

کارهایی که برای فرار از افکار و احساسات ناخوشایند انجام می دهیم موجب احساس رضایت و خشنودی ما نمی شوند چون ازترسی که داریم فرار می کنیم این در حالی است که افکار واحساسات به قوت خود در ذهن انسان باقی هستند.

گاهی اوقات هم خود را تسلیم افکار و احساسات ناخوشایند مثل ترس، اضطراب، ناامیدی و غم واندوه می کنیم و خود را در مقابل آنها ناتوان می بینیم و افسردگی و اضطراب وجودمان را پر می کند و قادر به ادامه زندگی نیستیم.

چگونه با افکار واحساسات ناخوشایند خود راحت تر کنار بیاییم؟

 

آیا با انجام کارهای افراطی می توان اضطراب وافکار ناخوشایند را از خود دور کرد؟

هنگامی که دچار افکار واحساسات منفی می شویم برای فراموشی از این افکار و احساسات روش اجتناب را انتخاب می کنیم تا خودمان را از آشفتگی های ذهنی دور کنیم مثلا  تا دیر وقت در محل کار خود می مانیم و کارها را به نحو احسن انجام می دهیم  ظاهرا از طرف مافوق خود تائید هم می شویم، در این میان اتفاقی که می افتد این است که برای پیشرفت و خواسته های دیگران تلاش می کنیم، خشنودی ورضایت آنها فراهم می شود حال از خود سوال کنیم با انتخاب این روش و گرفتن تائید از مافوق خود، افکار منفی و ناخوشایند از ذهن ما خارج می شوند و
اضطراب و نگرانی از ما دور می شود؟

مسلما احساس شادمانی در ما ایجاد نمی شود چرا که افکار واحساسات از ما جدا نیستند و هنوز در درون ما وجود دارند وبا روش اجتناب، رضایت وخشنودی درونی اتفاق نمی افتد و ما احساس لذت از زندگی را تجربه نمی کنیم.

این طبیعت ذهن است برای مدتی حواس ما پرت می شود و روی کار تمرکز می کنیم و افکار مان درگیر کار می شود ولی این روش دوام چندانی ندارد هنگامی که کار وفعالیت تمام شد مجددا همان افکار و احساسات منفی به ذهن روی می آورند و امواجشان ما را در خود فرو می برند. 

راهکاری برای رسیدن به خود آگاهی

قدم اول: یک دفتر تهیه کنید و در آن افکار و احساسات روزانه خود را یاد داشت کنید و ببینید هر روز برای رهایی از افکار و احساسات منفی خود چه اقداماتی را انجام می دهید به نتیجه ای که می گیرید خوب فکر کنید.

با این روش متوجه می شوید شما افکار و احساسات تان را مدیریت می کنید یا افکار و احساسات شما را مدیریت می کنند؟

چگونه با افکار واحساسات ناخوشایند خود راحت تر کنار بیاییم؟

عجله نکنید ابتدا وقت بگذارید قبل از مطالعه بخش دوم مقاله مطلب خواسته شده را انجام دهید تا به خودآگاهی و خودشناسی برسید و ببینید از چه روش وروش هایی برای رهایی از غم واندوه و اضطراب خود استفاده می کنید.

در بخش دوم  مقاله که هفته آینده منتشر می شود

راهکارهای مختلفی جهت مدیریت افکار و احساسات منفی بیان می شود

یاد خواهید گرفت چگونه افکار و احساسات منفی خود را کاهش دهید تا آنها شما را تحت کنترل خود در نیاورند وبه شما آسیب نزنند.

یاد می گیرید چگونه افکار و احساسات دردناک را مدیریت کرده و خود را از آنها جدا کنید و به جای فرار از افکار و احساسات منفی ودردناک نوع رابطه با آنها را تغییر دهید و زندگی را خلق کنید که ارزش زیستن داشته باشد.

مشاور| سخنران | نویسنده | مدرس بهبود فردی و مهارت های ارتباطی | فعال در زمینه حقوق شهروندی

اینستاگرام مجموعه انسان 20
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *