شکست آغاز یادگیری است(قسمت اول)

شکست آغاز یادگیری است(قسمت اول)

همه ما ازدوران کودکی تحت تاثیر تلقینات والدین و معلمان واطرافیان مان هستیم. این تلقینات باورهای مارا می سازند و باورها پیش فرض های فکری وذهنی ما را تشکیل می دهند . یعنی برای انجام  هرکاری، یکسری افکار والگوهای رفتاری وگفتاری در ذهن ما شکل میگیرد.

مثلا همه شما هم مثل من تجربه علم بهتر است یا ثروت را از دوران ابتدایی در خاطر دارید.

آنقدر به ما تفهیم شده بود که علم بهتر است فکر می کردیم اگر بنویسیم ثروت الان همه به ما می گویند طرف پول دوست است.

پس به اتفاق همه به علم دوستی اشاره می کردیم ومی نوشتیم که این علم در زندگی ما چه ها که نمی کند. پول در ذهن همه ما به علف خرس ، پول کثیفه، آدمهای پولدار مال مردم خورهستند و از خدا دور هستند و… برنامه ریزی شده بود.

ما براساس همین برنامه ریزی های ذهنی اطرافیان، زندگی را پیش بردیم. بدون آنکه از درستی یا نادرستی این طرز فکر ها آگاهی داشته باشیم.

در مورد شکست خوردن در زندگی غالب فرهنگ جامعه ما براساس خفت و خواری برنامه ریزی شده است . مدام در فکر خود دنبال این رایم. هکار هستیم که چه کارهایی را انجام بدهیم که دچار شکست نشویم. همانطور که نوشتم شکست در جامعه ما مساوی با بی عقلی و خفیف وخوارشدن و گناه کردن معنا شده است. 

همین الان در ذهن خود کودک نوپایی را تصور کنید که می خواهد راه برود. ابتدا شروع به سینه خیز رفتن می کند.

  • بعد از چند ماه با کمک گرفتن از دیوار واشیا مثل صندلی ومیز روی دوپای خود می ایستد وخنده هایش نشانگر پیروزی وی است. بعد کم کم شروع می کند به تنهایی با پاهایش راه می رود ولی در این میان برمی خیزد وباز زمین می خورد. تا پس از مدتی یاد می گیرد مثل بزرگترها روی دو پایش بایستد.
  • هرگز از کودک نوپا انتظار نداریم به یکباره روی دوپایش بایستد وکارهایش را به درستی مانند بزرگسالان انجام دهد.
  • پس هر انسانی هم برای انجام کارهایش ابتدا چون نقشه راه را بلد نیست ممکن است دچار خطا واشتباه شود.
    • تقریبا غیر ممکن است کاری را که شروع می کنیم، خطا واشتباهی نداشته باشیم. خصوصا اگر کار را به تنهایی انجام بدهیم.
    • این موضوع مثل این می ماند که از یک خیاط بخواهیم فقط با خواندن مطالب مربوط به خیاطی، ماهرانه دوخت ودوز کند ولباس های شیک وزیبا بدوزد.
  • رای همین همه ما در انجام کارها دچار استرس واضطراب می شویم چون می ترسیم اشتباه کنیم و آنوقت اطرافیان و نزدیکان و جامعه ما را مورد سرزنش وتحقیر قرار بدهد.
    • بنابراین قدرت ریسک کردن در کارها نداریم چون کوله باری از ترس ها را به همراه خود، به این طرف وآنطرف می بریم .

ترس ها موانع ذهنی ما هستند و مقابل اقدام و عمل ما می ایستند.

این مقاله در چند قسمت برای شما نوشته می شود. لطفا روی مطالب نوشته شده فکر کنید وراجع به راهکارهای مقابله با شکست ها ایده هایتان را برایمان بنویسید. 

بنویسید برای تغییر نگاه جامعه در مورد شکست سرآغاز یادگیری چه ایده هایی به ذهن شما می رسد؟

 

برای مطالعه قسمت دوم  از سری مقاله های «شکست آغاز یادگیری است» روی لینک زیر کلیک کنید:

قسمت دوم : شکست آغاز یادگیری است 

مشاور | سخنران | نویسنده | مدرس بهبود فردی و مهارت های ارتباطی

اینستاگرام مجموعه انسان 20
مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *